
قیصر امین پور شاعری بود که همه او را را با شعر « دستور زبان عشق » می شناسند. و به نظر من از آن دسته شاعرانی بود که خلق و دانشش ،انسان را به سوی خود جذب میکرد. محبوبیتش بالا بود و انسان خیلی متواضع ،مهربان ، وخیلی با حیائی بود. و بیشتر اهل اعتدال بود ،کنار یک شعر ،علیرغم اینکه از بیماری جسمانی خود رنج می برد، شوخی هم میکرد . زنده یادی مردی بود، که جذبه وشخصیت خاص خودش را داشت . یادم میادکه روز فوت قیصر ،همه نشریات کشورمان ، سوگوار قیصر بودند. عقلای راست ،چپ،میانی و .......در واقع محبوبیت قیصر مشخص بود .که انصافا به قیصر خیلی احترام گذاشتند. حقیر عاشق شخصیت ،جذبه ،عفت و حیاء قیصر بودم . قیصر یکی از اندک شاعرانی بود که توانست حضور خود را در ساخت شعری اصیل و مؤثر تثبیت کند . یکی از دلایل موفقیت هایش ، نزدیک شدن به زبان گفت و گو بود ، زبانی که سادگی را در خود و با خود دارد و در عین حال نسبتا سهل و ممتنع می باشد . شعرهای قیصر هر چند در برخورد اول ، زودیاب و آسان جلوه می کند ، در قرائت های بعدی و بعدی در می یابیم که اینچنین نیست و شعر او مثل جادهای است که هر بار از آن عبور می کنیم ، چیزهایی را می بینیم که قبلا ندیده بودیم قیصر واقعا هنرمند خوبی هم بود به خصوص در رشته خط که عاشق خط ونقاشی هاش بوده ام . نقاشیهایش را بسیار زیبا میکشید آن هم با دست چپ،

حقیر تنها کسی که هم شعرش و هم شخصیتش را دوست دارم ، قیصر است . یک نکته را هم همیشه گفته ام که فاصله بین شعر و شخصیت قیصر به حداقل رسیده بود و هر چه فاصله بین شعر و شخصیت شاعر به نظر من کمتر باشد ، مردم آن شاعر را بیشتر باور می کنند . در واقع ، مهربانی و لطف و صمیمیت و آن لبخند معروف قیصر ، در اشعارش نیز دیده می شود . » واین را هم یاد آوری کنم، قیصر از مصاحبه وجنجالهای مرسوم که آفت وقال شاعرانه است .پرهیز داشت .معروف بود به این که مانند استادش دکترشفیعی کدکنی، اهل مصاحبه و رسانه نیست.

دست عشق از دامن دل دور باد!
می توان آیا به دل دستور داد؟
می توان آیا به دریا حکم کرد
که دلت را یادی از ساحل مباد؟
موج را آیا توان فرمود، ایست!
باد را فرمود، باید ایستاد؟
آنکه دستور زبان عشق را
بی گزاره در نهاد ما نهاد
خوب می دانست تیغ تیز را
در کف مستی نمی بایست داد

قیصر امین پوراز آنهایی بود که تنها خودش بود و هنرش؛ بیهیچ ضمیمه و وابستگیای؛ شاعری که شعرهایش برای مردم است. اگر اهل شعر باشیم، حتما با شعرهایش خاطره داریم و اگر هم نه، ناگزیر شعرهایش را که ترانه شدهاند، شنیدهایم.
امین پور شعر معروفی دارد با مضمون «این روزها که می گذرد». روزگاری این شعر روی تیتراژ یکی از پرمخاطب ترین برنامه های جوان پسند تلویزیون بود؛ «نیم رخ». از آن روزها، خیلی می گذرد و اتفاقاً روزهایی که گذشته این قدر ساکت گذشته که آدم باورش نمی شود. حالا قیصر پس از سال ها دوباره شعر می نویسد که تداعی کننده همان روزهایی است که می گذرد، با این تفاوت که قیصر شاد است که این روزها می گذرد ...؟! ... او در شعری با عنوان تلقین می نویسد:
این روزها که می گذرد
شادم
این روزها که می گذرد
شادم
که می گذرد
این روزها
شادم
که می گذرد.
به نظر من اشعار قیصر لبریز از صمیمیت و سادگی است، در فرم و زبان بهترین نمونهی شعر معاصر است و مضمون و درونمایههای آن حاصل نابترین اندیشههاست. اشعاری که در هر زمینه از بهترین نمونهها هستند. قیصر اگر عاشقانه میگوید تصنعی نمیشود و اگر از درد مینویسد، به واقع دغدغههای اجتماعی اوست. قیصر به نظر من خودش یک شعر بود، یک شعر با چند معنا در نهایت ایجاز و تأثیرگذاری. بنابر این با نگاه هرمنوتیکی هم که به این شعر نگاه کنیم، هرکس میتواند برداشت خودش را داشته باشد، به شرطی که تحریف آمیز و غیر صادقانه نباشد .اگر امروز همه از قیصر به نیکی نام میبرند گاه به خاطر چیرگی او در فن شعر و قوت قلمش است و گاه به دلیل حسن خلقش؛ اما آنچه که قیصر را در دل همهی شاعران با سلیقهها و نگرشهایمتفاوت و در نسلهای گوناگون عزیز کرده است، شاید همین صداقت در سرودن باشد. صداقتی از جنس بیت زیر:
گفتى: غزل بگو! چه بگویم ؟مجال کو؟
شیرین من، براى غزل شور و حال کو؟

اولین مجموعه شعر قیصر بنام «تنفس صبح» است که در سال1363چاپ و منتشر شد. این مجموعه شعر نماینده نگاه او به اتفاقات زمانهاش است. مضامین شعرها به فضای دهه60 نزدیکند و بعضی از آنها به یاد بزرگانی مانند امام خمینی، دکتر شریعتی، مرحوم طالقانی و خانواده شهدا سروده شدهاند.

اگر بخواهیم از شاعران جنگ نام ببریم، حتما سرآمد آنها، قیصر امینپور خواهد بود. شعر بلندی که اسفندماه سال1359 براى جنگ و شهرش - دزفول - سرود و در تنفس صبح چاپ شد، همیشه در ذهن مخاطبان و شاعران خواهد ماند:
مىخواستم
شعرى براى جنگ بنویسم
دیدم نمىشود
دیگر قلم زبان دلم نیست
گفتم باید زمین گذاشت قلمها را
دیگر سلاح سرد سخن کارساز نیست
باید سلاح تیزترى برداشت
باید براى جنگ
از لوله تفنگ بخوانم

امروز واقعاً تاثیر این مرد بر ادبیات فارسی غیر قابل انکار است. شما اگر به خارج از کشور بروید، در بین آثاری که از شعر فارسی ترجمه شدهاند، مشاهده میکنید که بیتردید یکی از آنها مربوط به آثار قیصر امینپور است. در حوزه شعر انقلاب، قیصر پرچمدار بود و به شکلی میتوان او را صاحب نسق دانست چراکه کار او از حوزه تأثیر فراتر رفته و به نوعی بنیانگذار بود. امروز که ما با هم صحبت میکنیم سالهاست که قیصر درگذشته است و از نظر ظاهر نشانهای ندارد و کمتر از دیگران نام او برده میشود اما به رغم همه این مسائل میزان محبوبیت او نه تنها کم نشده بلکه بسیار بیشتر از قبل هم شده است. در نمایشگاههای کتاب که هر ساله برپا میشوند ما شاهد این هستیم که شمارگان و تعدد چاپ آثار او با رشد قابل توجهی مواجه بوده است. همه اینها به ما نشان میدهد که اقبال به این آدم به خاطر مؤلفه و شاخصههای اخلاقی و کیفیت آثارش، روز به روز بیشتر میشود.

هنوز هم بسیاری از مردم، برخی از سروده های او را زمزمه می کنند، بی آنکه بدانند خالق این شعر ها چه کسی است. و این از شاخصه های هنرمندان بزرگ و مانای تاریخ است که آثارشان بیش از نامشان در افواه شایع شده است. با این حال او تاکنون هفت مجموعه شعر از خود به یادگار گذاشته است؛ «عشق بی غروب»، «به رنگ خون»، «شکوفههای فریاد»، «پری ستاره ها»، «پری شدگان»، «ترینه ها» و«پری بهانه ها».

قیصر خیلی به شاعران جوان احترام میگذاشت و آنها را تکریم میکرد. واقعاً شاعران جوان را احترام میکرد و گاهی اوقات برخی از ایشان را با لقب «استاد» صدا میزد و شاید این فروتنی و سلوک شاعرانه با شاعران جوان باعث شده بود که قیصر را دوست داشته باشند و باور کنند. یعنی ظاهر و باطن قیصر همین است که هست. یعنی این صمیمیت باعث جذب شاعران جوان شده بود و علاوه بر این هر موقع شاعران جوان سؤالی داشتند و قیصر با روی گشاده وقتش را به این عزیزان اختصاص میداد و اصلاً در این موارد نمیگفت کار دارم و یا وقت ندارم! با تمام مشغلههایی که داشت و با آن بیماری که او را رنج میداد و شاید برایش سخت بود که بخواهد نیمساعت، یک ساعت با آن شاعر بحث ادبی کند.

در سال های دفاع مقدس، شعر به عنوان سلاحی اثرگذار، در صحنه حضور داشت و حماسه ها و مقاومت ها را می ستود و ثبت می کرد. جنگ به پایان رسید، ولی پیامدهای آن، همچنان در زندگی مردم باقی ماند. «قیصر امین پور»، با حضور در جبهه ها، از نزدیک با رزمندگان در ارتباط بود و همین ارتباط و آشنایی باعث شد، او همواره پیشرو قافله شاعران انقلاب و دفاع مقدس باشد.

درباره تعهد در شعر «قیصر امین پور»، بایدعرض کنم قیصر در زمینه تعهد در شعر، شاعری بود. که تعهد را در آثار او می توان به خوبی دید؛ او به جامعه و اعتقاد مردم متعهد بود. همچنین «امین پور»، از اولین کسانی است که در شعر این دوره، تحول ایجاد می کند؛ در شعر این دوره، علاوه بر محتوا، تفاوت محسوسی از نظر زبانی با شعر پیشینیان دیده می شد. شعر و شاعری خود قیصر هم، دستخوش تغییر و تحول می شود، تا آنجا که عده ای گمان می کنند او از عقاید پیشین خود دست برداشته است؛ البته باید گفت قیصر شاعری متعهد و انقلابی بود که تا پایان عمر، به آرمان هایش پایبند ماندغزل شور و حال کو

در ذیل شعری از مرحوم قیصر امینپور، شاعر معاصر و انقلاب اسلامی آورده شده که تاکنون در هیچ کتابی منتشر نشده است:
بر تیر نگاه تو دلم سینه سپر کرد
تیر آمد و از این سپر و سینه گذر کرد
چشم تو به زیبایی خود شیفتهتر شد
همچون گل نرگس که در آیینه نظر کرد
با عشق بگو سر به سر دل نگذارد
طفلی دلکم را غم تو دست به سر کرد
گفتیم دمی با غم تو راز نهانی
عالم همه را شور و شر اشک خبر کرد
سوز جگرم سوخته دامان دلم را
آهی که کشیدیم در آیینه اثر کرد
یک لحظه شدم از دل خود غافل و ناگاه
چون رود به دریا زد و چون موج خطر کرد
بیصبر و شکیبم که همه صبر و شکیبم
همراه عزیزان سفر کرده، سفر کرد
باید به میانجی گری یک سر مویت
فکری به پریشانی احوال بشر کرد

آسمان تعطیل است / بادها بیکارند
آسمان تعطیل است
بادها بیکارند
ابرها خشک و خسیس
هق هق گریه ی خود را خوردند
من دلم می خواهد
دستمالی خیس
روی پیشانی تب دار بیابان بکشم
دستمالم را اما افسوس
نان ماشینی
در تصرف دارد
……
……
……
آبروی ده ما را بردند!

واما زندگینامه مختصر قیصر امین پور
تاریخ تولد : 1338/2/2
مدرک تحصیلی :دکترای ادبیات فارسی
در دوم اردیبهشت ماه 1338 درشهرستان گُتوند خوزستان متولد شد.دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند و برای ادامه تحصیل به دزفول رفت.امین پور در سال 1357 دیپلم تجربی گرفت و سپس تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته دامپزشکی در دانشگاه تهران آغاز کرد. وی در سال 1358 با انصراف از رشته دامپزشکی، به جمع دانشجویان علوم اجتماعی پیوست. قیصر امین پور مجدداً در سال 1363 تغییررشته داد و تحصیلات خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران دنبال کرد و در بهمن ماه سال 1376 با دریافت مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد.
دکتر قیصر امین پور از زمرهِ شاعرانی بود که از همان آغاز فعالیت های حوزه هنری به جمع گروه شعر آنجا پیوست و همگام با سایر شاعران فعال حوزه هنری در بسیاری از شب های شعر برگزار شده در جبهه های دفاع مقدس شرکت کرد و در مناطق مختلف عملیاتی به شعرخوانی پرداخت.او عضو شورای شعر و ادبیات حوزه بود و در تشکیل جلسات شعرخوانی و نقد و بررسی شعر و تشویق و ترغیب شاعران جوان انقلاب نقش مؤ ثر و ارزنده ای داشت. سپس به جمع نویسندگان و شورای سردبیری مجله سروش نوجوان پیوست .همچنین دکتر امین پور به تدریس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه اشتغال داشت. وی در آخرین روزهای سال 1377 دچار سانحه تصادف در جاده کناره شمال گردید و به شدت مجروح شد.شدت جراحات وارده به دکتر امین پور به حدی بود که وی به دفعات تحت عمل های مختلف جراحی قرار گرفته و برای ادامه معالجات برای مدت کوتاه به کشور انگلستان اعزام شد. وی در سال 1381 تحت عمل پیوند کلیه قرار گرفت و بهبودی نسبی یافت.دکتر قیصر امین پور در سال 1367 از مؤ سسه گسترش هنر، جایزه ویژه نیما یوشیج را دریافت کرد. همچنین در سال 1378 از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان یکی از شاعران برتر دفاع مقدس در دهه های 60 و 70 برگزیده شد.سر انجام در آبان ماه 1386 درگذشت.
سلام علیکم: با عرض ادب و احترام و فرو تنی ، مقدم شما را به کلبه فرهنگی ام گرامی داشته وآرزومندم که از حضور در این کلبه ، احساس آرامش ، رضایت و لذت نمائید . ضمنا جهت مشاهده مطالب وعکسهای قدیمی به آرشیو ویا به بر چسبهای وب مراجعه فرمایند .